تبلیغات
عطر ظهور - حاج حسین خرازی

عطر ظهور

اللهم عجل لولیک الفرج

حاج حسین خرازی
اولین روز های آشنایی با حسین یعنی نوروز1358،دورانی بود پر از کار و تلاش و جنب و جوش انقلابی برای جوانانی که می خواستند با چنگ و دندان از انقلاب نوپای امام خمینی(ره)حراست کنند جالب بود با جوانی خوش سیما آشنا شوند که با لبخندی بر لب و بیشتر قرآنی در دست برای کارهای سخت پیشقدم می شود.اگر در اولین روزهایی که سلام و علیکی با حسین پیدا کردم به من می گفتند این آدم سر به زیر و بی آلایش با آن دوچرخه فکسنی خیلی زود فرماندهی بزرگ در عرصه نبردی مقدس می شود معلوم بود که باور نمی کردم.البته این از معجزات انقلاب اسلامی ایران بود.اگر بخواهیم آن تحول عظیم را که امام راحل(ره)در جوانان به وجود آورد را بشناسیم مصداق خیلی خوب آن حسین خرازی بود.حسین نتیجه آن دم مسیحایی و البته یکی یکدانه بود.


سال58در حقیقت برای حسین دوران خود سازی بود.چند نفری که به او نزدیک بودیم می دیدیم که حال حسین روز به روز عوض می شود و بیشتر مواقع در حالی که برای کارهای عملیاتی پیش قدم بود اما از لحظه لحظه عمر خود برای درک مفاهیم قرآنی استفاده می کرد و بیشتر روزه ها را روزه می گرفت.

معتقد بود با به وجود آوردن فضای معنوی در سنگر و حضور خالصانه خواهیم توانست ریشه های جنگ انقلابی و بسیجی را بارور کنیم.بنابر این سنگر های یاران حسین میعادگاه خواص بود و حرف از عشق و دلدادگی و تبعیت از اهل بیت عصمت و طهارت(ع).به سنگر که وارد می شدیم در نیمه شب که هوا شرجی بود و پشه ها غوغا می کردند،نماز شب خواندن چیزی مثل نماز جماعت شده بود.

تا آخر آن روحیه افتادگی و خضوع را حفظ کرد و هرگز قیافه فرماندهی به خود نگرفت و بروبیای اضافی برای خودش راه نیانداخت.آن فرمانده بزرگ که ارتش عراق از او حساب می بردو سازمان رزم یگان های خودش را بر اساس محل حضور او ساماندهی می کرد وقتی به اصفهان می آمد کارهایش را با دوچرخه انجام می داد و در ماموریت های بین راه از حقوق مختصر خود هزینه می کرد.در زمان ازدواج هیچ پس انداز و ذخیره مالی نداشت و بسیجی بسیجی ازدواج کرد.

خبر های خوبی به گوش نمی رسید.از صبح عراقی ها دو سه خاکریز را با استفاده از بمباران شیمیایی تصرف کرده بودند.آمبولانس پشت آمبولانس بسیجی های زخمی را عقب می آورد.حسین روی خاکریزی که پر از شهید و مجروح بود ایستاده بود و با آرامش خاص خود حرکات دشمن را زیر نظر داشت.اما انفجاری سخت همه چیز را به هم ریخت.صحنه غریبی بود،حسین با دستی قطع شده و بدنی مجروح در خاک و خون غلتیده بود.

جمعه هشتم اسفند1365
پلک های حسین چند لحظه بی خوابی شب قبل را تسکین داده است که پیام یکی از گردان های خط مقدم او را از خود بی خود می کند.
به ما غذا نرسیده است.
چند دقیقه بعد مشخص می شود ماشین های غذا در راه رسیدن به خط منهدم شده اند و ماشین سوم در راه است.راننده ماشین که پیر مرد با صفایی است را برای توجیه می آورند
-مسیر پر از آتیشه اگر نمی تونی خودم راننده بشم
-حاج آقا می برم خیال شما راحت باشه.
ناگهان انفجاری زمین و زمان را به آتش می کشد
..........
حسین آرام خفته است.

دوستان بزرگوار ضمن تشکر از حضور شما،شما را به خواندن فرازی ازوصیت نامه این شهید بزرگوار و پیام مقام معظم رهبری در مورد ایشان در ادامه مطلب دعوت می کنم.با ذکر صلوات بفرمایید



از مردم می‌خواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم كه آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا می‌خواهم كه ادامه‌دهنده راه آنها باشم. آنهایی كه با بودنشان و زندگی‌شان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولین عزیز و مردم حزب‌الهی می‌خواهم كه در مقابل آن افرادی كه نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشا و بی‌حجابی زده‌اند در مقابل آنها ایستادگی كنید و با جدیت هر چه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید.

استغفرالله، خدایا امان از تاریكی و تنگی و فشار قبر و سوال نكیر و منكر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس. خدایا دل شكسته و مضطرم، صاحب پیروزی و موفقیت تو را می‌دانم و بس. و بر تو توكل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله زیادی نیست، خدایا به قول امام خمینی [ره] تو فرمانده كل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدام كافر را از سر مسلمین بكن. خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهكاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهره‌مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم ... می‌دانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممكن است زیاده‌روی كرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم كنید و آمرزش بخواهید.



او پاداش جهاد صادقانه و مخلصانه خود را اکنون گرفته و با نوشیدن جام شهادت،سبکبال در جمع شهدا و صالحین در آمده است.زندگی این شهید عزیز و هزاران نفس طیبه ای که در این وادی قدم زده اند صفحه درخشنده ای از تاریخ این ملت است.ملتی  که در راه اجرای احکام خداو حاکمیت دین خدا و دفاع از مستضعفین و نبرد با مستکبرین ،عزیز ترین سرمایه های خود را نثار می کند و جوانان سر افرازش پشت پا به همه دلبستگی های مادی زده،پای در میدان فداکاری نهاده و با همه توان مبارزه می کنند جان بر سر این کار می گذارند.
چنین ملتی بر همه موانع فائق خواهد آمد و همه دشمنان را به زانو در خواهد آورد




طبقه بندی: شهدا،
[ سه شنبه 6 اسفند 1392 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ سعید آصفی ] [ منتظر() ]

نمایش نظرات 1 تا 30
صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار