تبلیغات
عطر ظهور - خدا می بینه

عطر ظهور

اللهم عجل لولیک الفرج

خدا می بینه



همسر دکتر خانم غاده نقل می کند:اولین عید بعد از ازدواجمان بود.
لبنانی ها هم رسم دارند دور هم جمع شوند.مصطفی به خانه پدرم نیامد ودر موسسه ماند.
شب از او پرسیدم:چرا نیومدی؟گفت:الان عیده،خیلی از بچه ها رفتن پیش خونواده هاشون،اون ها وقتی بر می گردن برای این200-300نفری که موندن تعریف می کنندکه چنین وچنان شد
.من باید توی موسسه بمونم،با این ها ناهار بخورم،سرگرمشون کنم،تا وقتی اونها تعریف کردن،اینها هم چیزی برای گفتن داشته باشن.
گفتم:خب چرا غذایی که مادرم براتون فرستادرو نخوردید؟نان وپنیروچای خوردین؟
گفت:اون غذا،غذای مدرسه نبود.گفتم:شما دیر اومدید بچه ها نمی دیدن که چی خوردید.
اشکش جاری شدو گفت:خدا که می بینه





طبقه بندی: شهدا،
[ پنجشنبه 30 آبان 1392 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ سعید آصفی ] [ منتظر() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار